محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
231
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
2 چون ابو بكر بمرد پسرش ابو عمر و عثمان بن ابى بكر جانشين او شد . در نهم ماه صفر چند روز بعد از سقوط شهر طليطله به دست قشتاليان - در آغاز ماه صفر سال 478 ه - با او بيعت شد . اين حادثهء جليل كه سراسر اندلس را به لرزه آورد ، براى بلاد شرقى اندلس نيز هشدارى خطير بود و بويژه در سرنوشت بلنسيه تأثيرى شگرف داشت . آلفونسوى ششم هنگامى كه طليطله را از فرمانرواى آن القادر بن ذو النون نوادهء المأمون بستد ، در ضمن معاهدات تسليم شهر تعهد كرد يا وعده داد كه بلنسيه را كه از فرمان او بيرون رفته است به او بازپس گرداند . بعضى مىگويند كه وعده داد در تصرف شنتمريهء شرقى و نيز دانيه يارىاش نمايد . آلفونسو حساب مىكرد كه اگر القادر بر اين شهرها استيلا جويد در واقع تحت حمايت خود او خواهد بود و بدينگونه بر سراسر ناحيهء شرقى اندلس از طريق القادر سرورى خواهد يافت . القادر با زن و فرزند و اصحاب و اموال خود رهسپار بلنسيه شد . در راه كه مىرفت همهء قلعههايى كه پيش از اين تحت فرمان او بودند ، درهاى خود را به رويش بستند مگر قلعهء قونقه ( كونكه ) كه در طاعت او باقى ماند و صاحب قلعه ابن الفرج او را به درون آورد و اكرام كرد . القادر مىخواست از واقعيت اوضاع بلنسيه آگاه شود . اين بود كه ابن الفرج را به آنجا فرستاد تا با عثمان بن عبد العزيز بهگونهاى موافقت كند . ابن الفرج درصدد بود در پيشبرد رأى سرور خود كه حاكم شرعى شهر بود اقدام كند . ديد اوضاع پريشان و آرا مختلف است و جماعتى از مردم مىخواهند كه بلنسيه تحت حمايت المستعين بن هود درآيد و فرقهاى به القادر متمايلند و اين اختلاف آرا سبب هرجومرج در شهر شده است . در خلال اين احوال ابن الفرج به قونقه بازگشت و القادر را گفت كه به سوى بلنسيه در حركت آيد تا فرصت از دست نرود . القادر با افواجى نيرومند از سپاهيان مسيحى رهسپار بلنسيه شد . آلفونسوى ششم هم او را با سپاهى به فرماندهى سردار خود البارهانس - كه در روايات اسلامى از او به البرهانس ياد شده است - يارى نمود . چون القادر با سواران خود به شهر رسيد مردم شهر رسولى با نامهاى محبتآميز